حرف آخر.........
تموم شد دیگه کم کم زندگیم داره به پایان میرسه نمیدونم چرا همه فقط به من نارو میزنن—آره باز دوباره گریه باز دوباره اشک باز دوباره بیدارموندن شبونه باز دوباره غصه خوردن باز دوباره نفرت باز دوباره سوختنوساختن با این زندگی لعنتی—تاحالا شده خودتو از همه مخفی کنی؟؟؟؟تواین روزا دوس دارم فقط تو خونه تو اتاقم روتختم باشمو زیر پتو فقطو فقط گریه کنم خواستم کمیاب شم ولی کاملا فراموش شدم حرف دلم خیلی بیشتر از این چیزاست راستشو بخوای خجالت میکشم-- بگم بهم فحش میدید ازم بدتون میاد—من خیلی بدم میدونم ولی آخه..........................امروزم گذشت فردا هم میگذره و منم همینطور باید با این زندگی تکراری کناربیام بدبختی جیگر خودکشی رو هم ندارم البته امتحان کردم دوستان خبر دارن ولی متاسفانه قرص رو من اثر نمیذاره----------شاید دیگه نباشم شایدم باشم و شما فک کنید که نیستم ببخشید حالم خوب نیست شروور میگم تو این مدت شایدکوتاه خیلی چیزا عذابم داد با خیلی کارام اطرافیانمو عذاب دادم از همشون معذرت میخوام حلال کنید---دیگه نمیخوام این مطالبو به روز کنم میخوام برم برم یه جایه دور میدونی کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟میخوام برم غرق بشم تودریای اشک خودمو یه کی دیگه—آخخخخخخخخخخخخخخخ کی براتون مهمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟جون اون اگه بهتون بدی کردم حلال کنید*خداحافظ ............................